لذت سفر 3 نفره

یا هو

بالاخره بعد از پیامک ها و زنگ زدن ها و صحبت های بسیار ، قرار شد پنج شنبه صبح (16آذر) راهی سفر قم بشیم.

در نهایت 4 نفر شده بودیم که بریم و دلمون هم به ماشین علی خوش بود که یهو صبح علی مشکل براش پیش اومد و گفت نمیاد.

سفر در حال کنسل شدن بود که محسن خبر داد که میتونه ماشین بیاره.

بالاخره حدود ساعت 1بعد از ظهر بود که به سمت قم حرکت کردیم- (من و محسن و مجید(لذت سفر 3 نفره))

چون مجید نتونسته بود جا ردیف کنه باید شب برمی گشتیم.

محسن حوصله رانندگی نداشت و مجید پشت فرمون بود؛ خلاصه از قر زدن های محسن به مجید برای اینکه تند نره و توجه نکردن مجید که بگذریم برای ناهار و نماز رسیدیم مهتاب(جاتون خالی1)

بعد از ناهار سوار ماشین شدیم که بریم قم، مجید هم مذاکراتی انجام داد (اشاره به جزئیات تو ماشین نشستن خودم و محسن نمیکنم) خلاصه رفتیم خونه ی خاله آقا مجید برای استراحتی کوتاه!!!!!

از آنجایی که سفر قم بچه های ما معروف به یک سفر کاملا سیاحتی با چاشنی زیارت است، استراحتمون طول کشید (جاتون خالی2)و طرفای ساعت 6 اینا بود که رفتیم حرم(جاتون خالی 3)

بعد که از حرم اومدیم بیرون یهو یاد حسام افتادیم و قبرستان شیخون(قابل توجه بچه های سفر قبلی)- فقط یک کد می دم شهید آرامگاه شهید(جاتون خالی4)

دیگه وقت شام بود ، شوهر خاله مجید توصیه کرده بود بریم البیک ، ما هم که بچه های حرف گوش کن! لبیک گفتیم و به سمت البیک حرکت کردیم.

از حالت چگونگی که محسن دچارش شده بود و به خاطر همین باید توقفاتی می داشتیم که بگذریم ، می رسیم به بلد راه آقا مجیدکه بچه ها حتما با هنر نمایی ایشان در سفرهای قم آشنایند. با کلی گشت و گذار در کوچه پس کوچه های قم رسیدیم به البیک که اونجا هم جای شما خالی مهمون آقا محسن بودیم!(جاتون خالی5)

به سمت تهران راه افتادیم ، اما قسمت سیاحتی ایجاب می کرد که توقف دیگری در مهتاب داشته باشیم، کافی شاپ مهتاب(چای ، نسکافه ، هات چاکلت+ آذوقه و خوراکی هایی که خاله مجید زحمت کشیده بودند)(جاتون خالی6)

تو راه برگشت هم که خوشی گذشت و تیکه ی سفر این دفعه هم مربوط به آقا مجید بود ، تیکه دفعه گذشته را دوستان خوب به خاطر دارند!

تیکه این دفعه کمی توضیح دارد که از توضیح آن میگذریم و فقط از آن نام می بریم

osati home

ساعت 1نصف شب بود که رسیدیم تهران 

جای همه دوستان خالی

خیلی خوش گذشت

به امید سفرهای بعدی

 

 

توضیحات پایانی: 

منظور از علی ، علی خسروی بود

محسن هم محسن مورعی

/ 3 نظر / 14 بازدید
مجید

مه جاده رو ننوشتی...

ضحی

دلمو آب انداختی...

محسن

مجتبی بعد از یک سال و یک ماه اینو دوباره دیدم. سفر خوبی بود داداش. [چشمک][چشمک]