حکایتی عجیب

امروز نزدیکای ظهر داشتم از دانشگاه بر میگشتم خونه. تو راه بودم که اذون گفت. رسیدم نزدیک خونه ، گفتم یه سر برم کهف هم نمازم بخونم هم یه زیارتی کرده باشم.


وارد که شدم دیدم فضا پر گل و اینهاست.

اینطوری ندیده بودم فضا رو تا حالا.

دیدم یه عکس بزرگ بالای اون مزاریه که روش نوشته عملیات مسلم ابن عقیل-سومار-25 ساله
نوشته شهید مجید ابوطالبی

با خودم گفتم این عکس شهید به اینجا چه ربطی داره!!!
یهو یه کاغذ کوچیکی دیدم نوشته شده بود اینجا مزار مجید ابوطالبی است، کشف شده توسط dna

اصن باورم نمی شد.
چند دقیقه که گذشت دیدم فیلمبردارا اومدن، یه ساعت دیگش قرار بود خانواده شهید و سردارای تفحص بیان.

 

رفتم دنبال مادرم که ببرمشون سر مزار.

حکمتی بود عجیب.

خدا رو شکر

/ 0 نظر / 9 بازدید