الحمدلله علی کل حال

بعضی وقتا کلی حالت گرفتس ، نمی فهمی برا چی ، واقعا نمی فهمی !! اعصابت خرده، حوصله هیچ کاری نداری . با یه حالتی پر از سوالهای بی جواب میری پای صحبت یه عالم میشینی! اون عالم شروع میکنه به حرف زدن انگار که فقط اومده جواب سوالهای تو رو بده، بارها تو جلسات حاج آقا مجتبی(رحمه الله علیه) این حالت برام پیش اومده بود، حتی یکی دو بار جلو نشسته بودم و حاج آقا در همون خلال بحثشون روشون کردن به من ،گفتن خب فلان کار نکن دیگه! شاید کسی نفهمه که حاج آقا با تو! ولی خودت که با یقین می فهمی.

خیلی جا می خوردم! میموندم توی کار خدا-

امشب هم یکی از اون شب ها بود، حال خیلی خوبی نداشتم، حوصله هیچ کاری نداشتم. قرار بود آیت الله جاودان برای سخنرانی بیان دانشگامون. منم با اینکه کار داشتم اما هر طوری بود خودم رسوندم. بازم انگار آقای جاودان شروع کردن به جواب دادن به سوالهای من. نمیخوام بگم من چه آدم مهمی ام همه علما میان برای جواب دادن به سوالای من! نه بخدا .

حتما برای شما هم پیش اومده وقتی که خیلی مضطر میشه آدم. خدا به وسیله حجتهای خودش بر روی زمین دستش میگیره.

آدم واقعا میمونه توی کار خدا که چه خدایی داریم و قدرش نمی دونیم.

امشب خیلی شب خوبی بود. آقا میثم مطیعی هم بعد از آقای جاودان به مدیحه سرایی پرداختند و از آقای جاودان هم قول گرفتند که ایشالا ماه اردیبهشت هر هفته هیئت رو به عنوان سخنران تشریف بیارند.

 

/ 0 نظر / 13 بازدید