نبأ

قال الله الحکیم فی کتابه: عم یتساءلون - عن النبا العظیم....

ا ع ت ک ا ف
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: دل نوشته

یا رفیق

- نمیدونم چی باعث شد دوباره بعد از مدتی بنویسم

ولی حال عجیب و غریبی داشتم

عصر جمعه

بعد از اعتکافی که خیلی بهم خوش گذشته و دلتنگشم عجیب

به همه ی اینها هم خواندن چند صفحه آخر کتاب (طوفان دیگری در راه است )

هم اضافه شود.

لحظاته سختیه برام

خیلی قابل توصیف نیست

فقط:

 لحظاتی خوب و خوش در کنار رفقایی خوب

مسجد قائم چیذر

 

 

 

 

 

 

 

سید حسام رایگانی

محمد حسین کشانی

امین خاکسار

روح الله حیدری

جواد نادری

پیام وزوایی

محمد نیکخو

امیر حسین شتایی

محمد حسین خادمی

مهدی عظیمی

ناصر مطیع


 
هفته شهدا
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: دل نوشته

بسم رب الشهدا و الصدیقین

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد

هفته شهدای امسال هم دیشب با مراسم پایانی تمام شد و ما در این غروب جمعه ای ، سخت دلتنگش شدیم

دلتنگ مراسم های ظهر- تمرین های سرود-آسایشگاه جانبازان-دیدن خانواده های شهدا و......

امسال نمایشگاه نداشتیم ولی وقتی قرار شد که فضاسازی کنیم راهروها و طبقه همکف رو؛ یاد سال سوم خودمون افتادم وقتی با محمد کشانی و محمد خضری و چندتا دیگه از بچه ها رفتیم پیش آقای فوم و پیشنهاد دادیم در کنار نمایشگاه، راهروی طبقه اول هم فضا سازی کنیم . ایشون هم قبول کردند و ما کار رو شروع کردیم

چقد شور و شوق داشتیم – یادمه آقا فوم یه کاری سپرده بودن به من که عکسای شهدا رو طراحی کنم و با اسامی افرادی که در عکس حاضرن پرینت بگیریم و در فضا سازیا بزنیم.

یادش به خیر چقدر اصرار کردیم که گذاشتن یه شب بمونیم و برای هفته شهدا کار کنیم- صبحشم رفتیم با حسام برای چاپ بنر ها و پوسترا(شهرک-چاپ قاصدک)

امسال هم توفیق پیدا کردیم با اینکه خیلی کار سنگینی مثل نمایشگاه نبود ، اما قرار بود که با بچه های دبیرستان سرود کار کنم. با اینکه سختی های خاص خودش داشت ، اما من به این اعتقاد دارم که کار برای شهدا هرچه سخت تر- شیرین تر

خدا رو شکر مراسم شب آخر خیلی خوب برگزار شد از ابتدا قرآن احسان درستی عزیز – سرود خوانی بچه ها که من خودم فکر نمی کردم انقدر خوب بتونن اجرا کنند ، وقتی می دیدم عده ای دارن با بچه ها می خونن و اشک می ریزن فهمیدم که شهدا از این بچه ها قبول کردن-وقتی حامد اسدی اشک می ریخت و با همون حس خوبش مقاله خیلی خوبش خوند، فهمیدم که این بچه ها با شیطنتای خاص خودشون، چقدر پاک و زلال اند.

سخنرانی خوب آقای دکتر ظفرقندی(معلم شهدای مفید)،کلیپ عالی حسام رایگانی که شب تا صبح زحمتش کشیده بود ومداحی خوب حسام کرمی- مراسم خیلی خوب دیشب را رقم زد

خدا رو شکر

ان شاءاله از ما هم قبول کرده باشند

اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک


 
یکسال در فراق تو بودیم
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: به یاد استاد ،خبر

 

مراسم سالگرد عارف بالله

حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی(اعلی الله مقامه)

یکشنبه اول دی ماه 92 از ساعت 9 تا 11 صبح

مسجد جامع بازار(برادران)

دفتر حاج آقا(خواهران)


 
رفیق
ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آذر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: به یاد استاد

ما در روایت داریم که دوست بدار کسی را که با تو کلنجار می‏رود؛ برای این‌که تو
را اصلاح کند.
 این اعتراض‌ها و بگو مگوها موجب نشود که پیوند دوستی الهی شما با
یکدیگر تضعیف شود.
 آدمی باش که اگر در رفاقت و دوستی، برخوردهایی پیدا شد که در
راستای اوامر الهی بود، دست از این رفاقت نکشی!
 کسی که برای نفع دینت با تو کلنجار می‏رود را در راه خدا دوست بدار!
 کلنجار رفتنش موجب نشود که دوستی برمحور الهی شما ضربه بخورد. 
برخوردهای ظاهری با خواسته‏های نفسانی نمی‏سازد. 
لذا مواظب باش که به خاطر نفس، دوستی الهی را کنار نگذاری و قطع پیوند در راه هوای
نفس نکنی!
 
از بیانات حضرت استاد، آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی(رحمة الله علیه) 

 
کربلا اللهم الرزقنا
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: دل نوشته ،سفینة النجاة

امسال برای اربعین خیلی دلم هوای کربلا کرده بود

اما هر طوری بود نشد که بریم

وقتی داشتیم کمک می کردیم بچه های دانشگاه کوله هاشون ببندن

وقتی از علیرضا و مجتبی خداحافظی می کردم

خیلی دلم گرفت، خیلی دلم شکست

خدا رو شکر کربلا چند باری رفتم اما تا حالا پیاده اونم اربعین قسمتم نشده

ولی وقتی علیرضا بهم گفت تو ایوون طلا به یادم بوده

سلمان هم پیامک داد به یادتم

به ذهنم اومد که شاید آقا ما رو هم جز زائراش نوشته.

بالاخره وقتی رفقامون زائر شدن ایشالا ما هم زائریم.

 

اللهم الرزقنا

 

 

 

 

 

علیرضا ظفری

سلمان زالی

مجتبی مدنی فر

 


 
خدا حفظتان کند
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: دل نوشته

از حلال ترین لذتهایی که شکر خدا توی این دنیا ازش بهره مندم

لذت صحبت کردن و گپ زدن و درد دل کردن با پدر و مادرمه

همراه با خوردن چایی و میوه!

خدا قسمتتون کنه با پدر و مادرتون گپ بزنید.

خیلی می چسبه!

خدا برامون حفظشون کنه.


 
افسوس
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ آذر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: دل نوشته

این ماه رمضان و محرم به من نشان داد

که جایت پر نمی شود

افسوس


 
الگوی همه جوانانی
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سفینة النجاة ،اهل بیت النبوه ،علما

چه می شود که اربابمان می فرماید هر وقت دلم برای پیامبر تنگ می شد به علی نگاه می کردم!

با علی حرف می زدم!

چه می شود که می فرماید خدایا تو شاهدی که من شبیه ترین مردم را خَلقا و خُلقا و منطقا به رسول خدا را به میدان می فرستم.

 

مادر علی ام لیلا است که خود زن والا مقامی است اما سر زایمان علی، از دنیا می رود، حکمتش چیست؟

علی اکبر می خواهد تربیت شود ، لیلا با تمام مقام والایش برای تربیت علی، کم است.

پدر، حسین(علیه السلام) است

چه کسی باید مادری کند ؟

کسی نمی تواند برای علی ، مادری کند جز زینب(سلام الله علیها)

حسین (علیه السلام) پدری می کند و زینب (سلام الله علیها)مادری!

توقعی کمتر از علی اکبر نباید داشت.

.

 

از بیانات ارزشمند حضرت آیت الله حاج آقا مرتضی تهرانی(حفظه الله)


 
← صفحه بعد